از فاحشه خانه پرویز ثابتی تا ترور شریف واقفی/ «رمان گود»؛ روایت یک داستان ۵۰ ساله ی ایرانی-تهرانی

صادق حسینی؛ خبرآنلاین: رمان «گود» که به‌تازگی از سوی نشر چشمه روانه بازار شده، در میان رمان‌های ایرانی که بیشتر درگیر روزمرگی‌های زندگی هستند یک اتفاق است. رمانی که از ۱۵ خرداد ۴۲ و حتی قبل از آن‌یک رشته حوادث را دنبال می‌کند تا به امروز.

بستر روایتی که «مهدی افشار نیک» که سابقه سال‌ها روزنامه‌نگاری دارد برای این رمان انتخاب کرده، توجه به محله‌های قدیمی و خاص تهران است که امروز به‌نوعی هم ازدست‌رفته هستند: بازارچه نایب‌السلطنه و محله‌های آب منگل و ادیب.

در بستر مکانی روایت، هم بازارچه مهم است که سقف قدیمی آن همیشه موردتوجه همگان و کاسبان آن بوده و هست و هم زورخانه‌ای که «گود» آن «بو» گرفته است. بوی بد به‌عمد چندین سال اصلاً موردتوجه قرار نمی‌گرد، حتی وقتی «ناظم پهلوون زورخونه» از  بوی گود شکایت می‌کند، متولیان زورخانه خیلی این شکوه را جدی کمی گیرند. در اصل نویسنده به ظرافت نقدی به پهلوانی و زورخانه وارد می‌کند که در جریان کودتای ۲۸ مرداد همراه با کودتاچیان شده و خانه مصدق را غارت کردند. پشیمانی «سید ناظم» از همراهی با «شعبون بی‌مخ»؛ شعبان جعفری؛ در آن روز و بوی بد گود زورخانه، مظهر و نماد این جریان است.

دومین عنصر ساختاری در رمان «گود» سقف بازارچه است که زیر آن کاسبان هم به کسب مشغول‌اند و هم به وقتش به عزاداری و مناسک آیینی. بر این بستر، روایت ۴ دختر چریک مجاهد شکل می‌گیرد که کشاکش اصلی داستان به ماجرای سال ۵۴ و تغییر ایدئولوژیک آن می‌پردازد.

رمان هم به اتفاق‌های واقعی مثل ربودن پسر اشرف و ترور مجید شریف واقفی و دستگیری وحید افراخته نظر دارد و آن‌ها را وارد متن داستان می‌کند؛ هم اینکه خود رمان، به خلق روایتی درون‌متنی از ماجراهای ترورهای درون‌سازمانی می‌پردازد که یکی از صحنه‌های درخشان  این رمان است.

اما ضعفی که شاید برای گود بتوان متصور شد ساختار زبانی و محاوره‌ای رمان است. نوع کلام در فصل‌های اول این تصویر را به خواننده می‌دهد که با یک رمان جنوب شهری و پهلوونی و تهران قدیمی روبه‌روست؛ اما وقتی روایت‌های سیاسی رمان شکل‌ می‌گیرد شکافی بین زبان و لحن داستان اتفاق می‌افتد. درواقع خواننده انتظار ندارد رمانی به‌شدت سیاسی را با زبانی جنوب شهری بخواند.

البته شاید نویسنده که خود متولد محله «دولاب» است، خواسته با این لحن، جلوه‌ای تازه به ادبیات جنوب شهری که صرفاً محدود به «مرام بازی و لوطی منشی» شده بود ببخشد؛ تلاشی که شاید برخی آن را نپسندند. به‌خصوص این‌که داستان پرش‌های زیادی از متن به زمان‌های مختلف در ۱۸ فصل کتاب دارد: چنانچه فصل اول در سال ۴۲ است، فصل دوم در سال ۸۴، فصل سوم در سال ۵۹، فصل چهارم در سال ۴۹!

از نکات قابل‌تأمل دیگری که بر این رمان می‌توان متصور شد تعدد شخصیت‌هاست. خواننده باید به صفحات قبل رجوع کند تا نخ شخصیت‌ها از دستش نرود. شاید رمانی که نزدیک به ۵۰۰ صفحه است باید شخصیت زیاد داشته باشد تا کشش داستان حفظ شود! به نظر گود شبیه همان بازارچه نایب‌السلطنه در اوج وقت کاری و کاسبی است.

رمان «گود» در خلق صحنه‌هایی از تاریخ سیاسی ایران به‌خوبی موفق شده است. صحنه ترور «مجید شریف واقفی» بااینکه عین روایت تاریخی است اما در دل داستان خودی و حک‌شده است و در متن روایت قرار دارد.

نویسنده در این‌که به ماجراهای واقعی و رخ‌داده، بار دراماتیک بخشیده موفق عمل کرده است. ازاین‌دست روایت‌ها در داستان زیاد است؛ به‌عنوان نمونه: صحنه آوردن کشته‌های جنگ ظفار به همراه  تلویزیون‌های قاچاق، صحنه دستگیری محمدرضا سعادتی، صحنه شروع جنگ و بمباران تهران، صحنه آزادسازی خرمشهر و درد و دل صائب با بیت‌الله، صحنه رویارویی مستانه و مریم در تنگه پاتاق و بعدازآن در پاریس؛ این‌ها همه از دل واقعیت‌ها برآمده است اما جنبه ادبی و هنری پیداکرده است و خواننده نه به‌عنوان گزارشی تاریخی که به‌عنوان یک اتفاق ادبی آن را دنبال می‌کند.

«گود» در سرک کشی به احوالات مجاهدین (منافقین) قبل از تغییر ایدئولوژی و پس‌ازآن و تحولات سال‌های اول انقلاب و این‌که چطور دوستی‌های نزدیک به دشمنی‌های عمیق بدل شد و نفرتی که از تغییر ایدئولوژی در بین مبارزان علیه شاه ایجاد شد و تأثیراتی که بعدها گذاشت، موفق عمل کرده است.

درواقع «مهدی افشار نیک» نه گزارشی تاریخی که برشی ادبی از تاریخ سیاسی زده است و آدم‌هایی از دل تاریخ برای خود برگزیده و ساخته است که به زبان و بیان او ماجراها را روایت می‌کنند. از طرفی هم باید به درونی کردن برخی شخصیت‌ها در این رمان توجه داشت که مهم‌ترین درونی سازی شخصیت‌های واقعی؛ روایت «پرویز ثابتی» معاون امنیت داخلی ساواک است. ثابتی در خاطرات و ادعاهایش را در قالب گفت‌وگو با عرفان قانعی فر چند سال پیش منتشر کرده که با واکنش‌های فراوانی روبرو شد.

نویسنده‌ی رمان «گود» با طنازی سعی کرده اضافه‌کاری برای ثابتی به تراشد و او را رئیس و گرداننده چندین فاحشه‌خانه در تهران کرده که زن‌های زیادی به‌فرمان او این‌سو و آن‌سو می‌روند. ثابتی در خاطراتش به استفاده از این زنان برای مهار برخی روحانیون اشاره‌کرده است.

داستان بعد از فرازوفرودهای بسیار درحالی‌که معمای «بوی بد» گود حل‌شده به سمت اتفاقی در سقف بازارچه پیش می‌رود؛ جایی داستان تمام می‌شود؛ که گویی تازه اول قصه است. گود روایت آغاز یک داستان ۵۰ ساله‌ی ایرانی-تهرانی است.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

هلاکت «زهران علوش» نشانه ای «کوچک» از «کاهش» بحران سوریه

سیدصادق حسینی- خبرآنلاین: مهمترین خبر اولین جمعه زمستان ۹۴ خبر به هلاکت رسیدن «زهران بن عبدالله علوش» سرکرده گروه ستیزه جوی «جیش الاسلام» بود که می خواست سلطنت اموی را احیا کند. او که روابط بسیار نزدیکی با سازمان های امنیتی سعودی و ترکیه داشت، نیروهای تحت امرش با داعش و دیگر گروه های تروریستی بر سر قلمرو در سوریه می جنگیدند و جمعه ۴ دی ماه ۴ روز پیش از آن حملات روسیه به داعش ۳ ماهه شود، بعد از یک عملیات شناسایی چند روزه به هلاکت رسید.
کشته شدن علوش را می توان از «نشانه های کوچک» اما «قابل توجه» کاهش بحران و جنگ ۴ ساله در سوریه دانست؛ جنگی که از یک تظاهرات ساده یک بحران گسترده و تلخ انسانی ساخت.

شاید از جمله دلایلی که می توانست به زنده ماندن علوش تا به امروز بیانجامد، تمرکز ارتش سوریه بر مقابله با داعش و دیگر گروه های تروریستی قوی تر بود؛ داعش بخش قابل توجهی از سوریه را اشغال و نا امن کرده است و طبیعی است که الویت ارتش سوریه مقابله با داعش به عنوان بزرگترین و گسترده ترین گروه تروریستی در آن کشور است؛ حال با «تغییر موازنه قدرت» در سوریه و به قول برخی تحلیل گران ارشد آغاز «دوره پسا داعش» زمینه برای از بین رفتن سایر گروه های تروریستی از جمله جیش السلام، احرار الشام و … محیا شده است.

البته منظور از «دوره پسا داعش» این نیست که جنگ علیه «داعش نظامی» به زودی پایان می یابد، بلکه مراد این است که داعش از دوره «فراز» که در آن با جذب امکانات و حمایت های لجستیکی ائتلاف سعودی، قطر و ترکیه و با چشم پوشی غرب و ایالات متحده توانست سر زمین های قابل توجهی را ناامن کند و به زیر چتر خود ببرد، گذشته است و حال در دوره «فرود» و «کاهش» است.
از سوی دیگر با تشکیل چند دور گفت و گوی بین المللی درباره سوریه که در نهایت به مشخص شدن فهرستی از گروه های تروریستی در اجلاس نیویورک در روزهای گذشته انجامید، هر گونه مقابله و از بین بردن ظرفیت های این گروه ها زمینه را برای تشکیل گفت و گوی «سوری-سوری» محیا می کند.

همچنین با جدیدترین تغییر سیاست آمریکا از «سقوط بشار اسد و تغییر نظام سوریه» در ابتدای بحران (۲۰۱۱-۲۰۱۲) به «بی توجهی و لفاظی» در ۳ سال گذشته(۲۰۱۲-۲۰۱۵) و به «باقی ماندن بشار اسد» آنچنان که به تازگی جان کری وزیر خارجه اش در مسکو گفت: «ایالات متحده و شرکای ما به دنبال آنچه تغییر رژیم خوانده می‌شود نیستند و اسد فعلا می‌تواند در قدرت باقی بماند» زمان قربانی کردن پیاده نظام های ائتلاف سعودی-ترکیه ای فرا رسیده است و چه اشاره ای بهتر از زدن رهبر یکی مهمترین گروه های تروریستی سوریه که از حمایت کامل سعودی برخوردار بود برای سایر گروه ها.

به نظر می رسد در روزهای آینده با تکرار حملات هدفمند هوایی روسیه و ارتش سوریه در کنار پیشروی نیروهای زمینی و تنگ تر شدن عرصه داعش و دیگر گروه های تروریستی، باید شاهد به هلاکت رسیدن سایر فرماندهان میدانی این گروه های ستیزه جو باشیم.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

جنگ در سوریه چه زمانی پایان می یابد؟

سیدصادق حسینی (منتشر شده در خبرآنلاین): از ۸ مهر ۹۴ که حملات هوایی روسیه به داعش در سوریه آغاز شد بیش از چهل روز می گذرد و حالا این سوال مطرح است که با حملات پردامنه هوایی روس ها و حملات متعدد و گسترده ارتش و نیروهای مردمی سوریه و حزب الله لبنان با حضور مستشاران ایرانی از یک سو و برگزاری یک دور نشست بین المللی درباره سوریه با حضور تمام اطراف، پرونده جنگ در سوریه چه زمانی بسته می شود.

آنچه مسلم است تداوم این حملات نظامی پر قدرت به تضعف لجستیکی و نظامی داعش در کوتاه مدت می انجامد اما این ضعف به معنای از بین رفتن «موجودیت داعش» نیست و آن ها بعد از مدتی دوباره خود را تقویت می کنند؛ همان طور که در طول ۴ سال چنین کرده اند. پس سئوال جدی تر این است که چه زمانی مقاومت جانانه ی مردم سوریه به سرانجام می رسد و پرونده تروریسم تکفیری در شامات خاتمه می یابد.

برای یافتن پاسخ این سوال که «جنگ در سوریه چه زمانی پایان می یابد» می بایست به ۲ نکته اساسی برای پایان جنگ و دوره «پسا داعش» در سوریه توجه کرد: سرانجام جنگجویان داعش و سرانجام حامیان سیاسی، امنیتی و لجستیکی داعش. ادامه خواندن جنگ در سوریه چه زمانی پایان می یابد؟

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

«بی سلیقگی» در تلویزیون یادگار ماندگار آقای «ضرغامی» + صوت

سیدصادق حسینی{خبرآنلاین: بازنشر در: عصر ایران/ انتخاب/پارسینه}با تعدادی از همکاران رسانه ای به دیدار سیدعزت الله ضرغامی که در یک اظهار نظر تاریخی و البته پرواکنش خود را «مجتهد رسانه» خوانده بود، رفتیم. از رییس سابق دستگاه عریض و طویل صدا و سیما که در سایه اجتهادات رسانه ای اش مشتری شبکه های ماهواره رشد قابل توجهی یافت، پرسیدم: «آقای ضرغامی! شما در طول حضورتان در رسانه ملي، تصمیم ها و برنامه ریزی های تان مبتنی بر کار کارشناسی بود؟» با تکان دادن سر تایید کرد! ادامه دادم:«پس چرا از زمانی که آقای سرافراز آمده اند؛ عکس سیاست های انبساطی شما عمل می کنند و در حال کوچک کردن صدا و سیما هستند؟ یا کار شما کارشناسی نبوده و سلیقه ای بوده یا تصمیم های ایشان؟» ابتدا سکوت کرد و بعد گفت: «بین من و ایشون دعوا ننداز!»

با وجود این که رییس جدید صداوسیما برخلاف سلف قبلی خود، سیاست های انقباضی در فراگیرترین رسانه کشور در پیش گرفته اما سلیقه ها همچنان همان سلیقه گذشته است. در عرصه سیاسی کارشناسان و چهره های یک جناح که غالباً گرایش های رادیکال دارند حضور دارند و در عرصه های دیگر نیز وضع همین است.

از جمله این بی سلیقگی ها، در حوزه ادبیات است. تقریبا از میانه حضور ضرغامی در صداوسیما، بسیاری از چهره های مورد وثوق مردم و نخبگان در حوزه شعر و ادبیات جای خود را به چند چهره محدود داده اند. روزگاری بود که در مناسبت ها، برنامه های ادبی و شعر با حضور چهره های شاخصی همچون استاد «موسوی گرمارودی»، «ساعد باقری»، «سید سهیل محمودی»، «عبدالجبار کاکایی» و سایر بزرگان شعر معاصر از تلویزیون پخش می شد و حالا چند سالی است در سایه تنگ نظری ها و بی سلیقگی ها مردم از دیدن چنین برنامه های محروم هستند.

هرچند با سونامی شبکه های اجتماعی به ویژه شبکه های موبایلی، مردم از سلیقه های مختلف بهره مند می شوند، اما این نافی کم کاری صداوسیما و اجبار مردم به دیدن یک سلیقه حداقلی نیست.

به عنوان نمونه، در شب عاشورای ابالاحرار حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) استاد ساعد باقری با صدای مخملین و آسمانی خویش، به خوانش واقعه روز عاشورا، شهادت حضرت سیدالشهداء، اسارات آل الله، حضور در مجلس یزید و … بر اساس تاریخ بلغمی پرداخت که با استقبال فراوان به سرعت در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد.{فايل خوانش استاد ساعد باقری از حضور اهل بیت در مجلس ابن زیاد در کوفه و مجلس یزید در شام بر اساس تاریخ بلعمی را اينجا بشنويد}

این نمونه ساده و بسیاری از نمونه های دیگر که همه از آن آگاهند به سادگی نشان می دهد در کنار شعار کوچک سازی صداوسیما، «در»  همچنان بر همان «پاشنه» می چرخد! که اگر جز این بود در میان انبوه مداحی ها و منبرهایی که از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش می شود، مردم شاهد حضور دیگر سلیقه ها و چهره ها و برنامه های متفاوت تر و عمیق تر بودند.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

بازخوانی موضع عجیب ۵سال پیش دلواپسانی که می خواهند صالحی را دفن کند

صادق حسینی{خبرآنلاین}: علی اکبر صالحی دانشمند  آرام و ساکت کابینه و عضو موثر هیات مذاکره کننده ی ایرانی صبح یک شنبه ۱۹ مهر ماه در جلسه علنی بررسی طرح برجام مجلس با صدایی بلند و گرفته گفت: «برادری در همین مجلس قسم جلاله می‌خورد و به من می‌گوید روی تو سیمان می‌ریزیم و می‌کشیمت این چه طرز بیان آن هم در جمهوری اسلامی است؟» صالحی این چنین ادامه داد: «گوش کنید، شماها که قرار است روی ما سیمان بریزید، لااقل حرف‌مان را گوش کنید.»

نمایندگانی که خود را دلواپس برنامه هسته ای می دانند و در «کمیسیون زاکانی» که مشخص شده «با مخالف کمیسیون امنیت ملی» تشکیل شده، در نقد و تخریب تیم مذاکره کننده هسته ای و برجام سنگ تمام گذاشتند، در هنگام تصویب «بیانیه تهران» که تمامی اورانیوم غنی شده را با وجود مخالفت های جدی در نظام، می خواست به ترکیه بدهد، چه موضعی داشتند؟

ادامه خواندن بازخوانی موضع عجیب ۵سال پیش دلواپسانی که می خواهند صالحی را دفن کند

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

بازخوانی بخشی از مذاکرات پنهانی احمدی‌نژاد با آمریکا

سیدصادق حسینی{خبرآنلاین}: آنچه بیش از همه از خاطرات جمعی ما ایرانی ها از رئیس جمهوری سابق برجای مانده، رفتارهای پوپولیستی،وعده و وعیدها لفاظی های تند داخلی و خارجی و رویکردهای متناقض است که همگی منجر به انواع بی ثباتی ها می شد.

بی ثباتی که مردم در بحران ارزی یا افزایش چندبرابری قیمت مسکن و سایر خدمات و کالا آن را به خوبی حس کردند. اما  در عرصه  سیاست خارجی نیز این نوسانات و بی ثباتی ها به شدت نمود داشت. سیدحسین موسویان دیپلمات ارشد پیشین کشورمان در کتاب «ایران-آمریکا» تناقضات، برخی از این سیاست های دوگانه و فعالیت های پنهانی احمدی نژاد برای رابطه با آمریکا را تشریح کرده است.

سیدحسین موسویان دیپلمات ارشد سابق و سخنگوی تیم مذاکره کننده هسته ای در دولت سیدمحمدخاتمی که چندسالی است در آمریکا به تدریس و فعالیت تبلیغی به نفع جمهوری اسلامی ایران مشغول است، از جمله چهره های سیاسی کشورمان است که نقش موثری در توسعه «دیپلماسی عمومی ایران» دارد.

او مدت هاست با شرکت در همایش های فراوانی در آمریکا و اروپا، گفت و گو با رسانه های خارجی و انتشار مقالات متعدد تلاش می کند، سیاست مدارن و تحلیل گران غربی فهم بهتری از ايران و مساله هسته ای کشورمان داشته باشند.

موسویان در تازه ترین کتابش با نام «ایران – آمریکا: گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» که خرداد ماه امسال در آمریکا و ایران منتشر شد، دلایل كامل بي اعتمادي متقابل ايران و امريكا را به همراه روایتی جامع از تلاش های ایران در دوره های مختلف برای حل مشکلات با آمریکا از سویی و اشتباهات آمریکایی ها از سوی دیگر و همچنین پیشنهادش برای رفع خصومت ها را بیان کرده است.

موسویان که به دلیل انتقاداتش از عملکرد هسته ای دولت قبل مورد خشم و آزار و اذیت تیم دکتر محمود احمدی نژاد قرار گرفت، در فصل ششم کتاب «ایران-آمریکا» برخی جزییات از تلاش های پنهانی محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی برای برقراری ارتباط با آمریکا را بيان کرده است.

رییس کمیسیون سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی در دولت سیدمحمد خاتمی که معتقد است «احمدی نژاد هرگز اصول گرا، تندرو و محافظه کار نبود، بلکه هدف او کسب قدرت ، اجراي سياستها و اعتقاداتش و سپس حفظ قدرت بود» با بیان نمونه هایی از تلاش های پنهان تيم احمدی نژاد برای برقراری «رابطه مخفی» با آمریکا حتی به قیمت زیر پا گذاشتن خطوط قرمز و سیاست های رهبر معظم انقلاب، هدف احمدی نژاد را «حذف میانه روها و اصلاح طلبان»، «برانگیختن حمایت محافظه کاران» برای اجرای مدل «پوتین ـ مدودف» می داند تا بتواند راس قدرت اجرایی کشور را در اختيار داشته باشد.

این یاد آوری جالب توجه است که احمدی نژاد با همراهی کردن مشایی برای ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، دست او را بالاگرفت و گفت: مشایی یعنی احمدی نژاد، احمدی نژاد یعنی مشایی!

ادامه خواندن بازخوانی بخشی از مذاکرات پنهانی احمدی‌نژاد با آمریکا

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

همکاری اطلاعاتی سعیدامامی با آلمان به روایت موسویان

صادق حسینی/خبرآنلاین: کتاب «ایران – آمریکا: گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» نوشته سید حسین موسویان دیپلمات ارشد و رییس سابق کمیته سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای است که خرداد ماه امسال در آمریکا منتشر شد و با استقبال فراوان مجامع سیاسی و رسانه ای روبرو شد. بلا فاصله پس از آمریکا، این کتاب توسط انتشارات تیسا در ایران به فارسی ترجمه و منتشر شد.کتاب ایران - آمریکا
موسویان در این کتاب روایتی دست اول و شنیدنی همراه با جزییات قابل توجه از برخوردها و اتفاق های صورت گرفته در مسیر رابطه ایران و ایالات متحده را به بیانی روان ارایه کرده است.
نخستین سفیر ایران در آلمان متحد در فصل چهارم که به بررسی «سیاست تنش زدایی ایران با غرب» در دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره دارد، بخشی را به روایت ماجرای میکونوس و سناریوی ساختگی اسراییل در ضبط کانتیرهای ایرانی پر سلاح در بندر آنتروپف بلژیک اختصاص داده است. این دو حادثه تاثیری مخربی بر سیاست تنش زدایی هاشمی و رابطه با آلمان به عنوان دروازه ارتباط ایران و اروپا برجای گذاشت و موجب فراخوانی سفرای کشورهای اروپایی از ایران در میانه دهه ۱۳۷۰ شد.
موسویان در این فصل از کتابش روایتی از همکاری اطلاعاتی سعید امامی معاون وزارت اطلاعات با سازمان اطلاعات آلمان نقل کرده که در پی می آید:
اندکی پس از حادثه، آلمان را به مقصد تهران ترک کردم تا با مقامات کشور از جمله رییس جمهور(هاشمی رفسنجانی)، وزیر خارجه(علی اکبر ولایتی)، دبیر شورای عالی امنیت ملی(حسن روحانی) و وزیر اطلاعات علی فلاحیان ملاقات کنم. در ملاقات با وزیر اطلاعات، آقای فلاحیان مرا از عدم مداخله ایران در این ترور مطمئن ساخت و گفت معاون خود «سعید امامی» را برای همکاری کامل با مسئولان آلمان به آلمان خواهد فرستاد. علاوه بر این، در صورتی که هرگونه شواهدی دال بر مداخله ی ایران وجود داشت، بررسی بی قید و شرط آن در همکاری کامل با آلمانی ها امکان پذیر خواهد بود.
چند روز بعد، امامی وارد بن شد و پشت درهای بسته با عالی ترین مقام امنیتی آلمان ملاقات هایی برگزار کرد. مقامات امنیتی از هر دو کشور درخواست کرده بودند من در این جلسات شرکت نکنم.
بعدها من از یک منبع آلمانی آگاه شدم که موضع امامی در آن جلسه این بود که ایران در این ترور دخالت نداشته است. منبع به من اطلاع داد که موضع تهران(سعید امامی) این است که طرف سومی در این ماجرا دخالت داشته است و آلمانی ها را مطمئن ساخت که در صورت وجود هرگونه شواهد عینی، ایران جهت یافتن مقصرآن حادثه همکاری لازم را خواهد کرد و اگر لازم باشد رسیدگی های خود را برای رفع هرگونه تردید از دخالت ایران به کار خواهد گرفت.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

واکنش جلیلی به قطعنامه‌های شورای امنیت چه بود؟ / پرونده+لینک

سیدصادق حسینی(خبرآنلاین): سعید جلیلی مسئول تیم سابق مذاکره کننده هسته ای کشورمان با تشکیل کمیسیون ویژه ۱۵ نفره بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی که نیم بیشتر آنها از منتقدان و مخالفان برجام هستند، بار دیگر خبر ساز شده است. [چرا جلیلی شانتاژ می کند؟طرف اروپایی نامه جلیلی را برگرداند!]

سوای از حضور او در کمیسیون برجام که مخالفت برخی از منتقدان او و حامیان دولت را برانگیخت، [نظر مخاطبان خبرآنلاین در مخالفت یا موافقت با حضور جلیلی در کمیسیون برجام] آنچه سبب شد تا بار دیگر جلیل در معرض توجهات رسانه ای قرار گیرد، اظهارات او در خصوص لغو تحریم ها و امتیازاتی بود که به گفته جلیلی  طرف غربی حاضر به اعطای آن بوده اما او آنها را نپذیرفته است. [ناصری: دعوت مجلس از جلیلی جهت‌دار و یک طرفه است]

رئیس تیم سابق مذاکره کننده هسته ای با بیان این که «تحریم ها لغو نمی شود» مدعی شد در آلماتی «حق غنی سازی ایران» برسمیت شناخته شده بود.

طرح این موضوع سبب شد تا یکی از اعضای کمیسیون برجام صحت و سقم این ادعا را با محمدجواد ظریف در میان بگذارد که البته رئیس تیم مذاکره کننده کنونی کشورمان با بلند نظری پاسخی به این ادعا و نیز انتقادات پرشمار دیگر سعید جلیلی نداد.[کلیدی‌ترین صحبت‌های ظریف در کمیسیون برجام/ چرا پاسخ جلیلی داده نشد؟]

ظریف با گفتن این که «من قصد پاسخ به دکتر جليلي را ندارم ادامه داد که من حتی زماني که ایشان مسئوليت پرونده را داشتند هيچ حرفي نزدم در حالی که از منتقدين جدي بودم». او  تنها بر این تاکید کرد که « پيشنهاد غرب در آلماآتي دست ماست. اگر جايي گفته بودند که لغو مي کنيم حق با شماست»
علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان نیز با بیان این که «حق غنی‌سازی در هیچ یک از مذاکرات ۱+۵ از سوی آمریکایی‌ها به رسمیت شناخته نشد» ادعاهای جلیلی را رد کرد.

از سوی دیگر علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل رهبر معظم انقلاب نیز به حرف های جلیلی اینچنین واکنش نشان داد: «کاملا تکذیب می کنم این ادعا به هیچ وجه درست نیست. اگر مسایل حل شده بود نباید تا اینجا ادامه پیدا می کرد!» [واکنش ولایتی به اظهارات جلیلی]
سعید جلیلی همواره در نزد افکار عمومی چهره ای ارزشی بوده است که البته در خصوص مذاکره با پنج بعلاوه یک توفیقی نداشته اما حضور او در کمیسیون برجام و اظهاراتی اینچنین مبنی بر نادیده گرفتن هرگونه دستاوردی از سوی تیم مذاکره کننده کنونی و طرح ادعاهایی از این دست که هیچ پایه و اساسی ندارد می تواند مردم را وادار به قضاوت جدیدی نسبت به او کند. [جلیلی: غرب، لغو تحریم ها را در دوره مذاکرات ما پذیرفته بود که پرونده را به دولت یازدهم تحویل دادیم]

اکنون، شائبه حاکمیت نگاه سیاسی و جناحی و حتی مغرضانه بر نوع عملکرد او و تیمش و حامیان روش او در اذهان عمومی پدید آمده است و شاید همین دلیلی بود بر قطع ناگهانی پخش نشست های کمیسیون برجام. [صدا و سیما گزینشی عمل کرد] [توضیحات صدا و سیما درباره پخش نشدن ادامه جلسات برجام]

بدون تردید به وجود آمدن فضای باز گفت و گو و بررسی پیرامون عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان غنیمت است و باید آن را به فال نیک گرفت، فرصتی که در سراسر دوران مذاکره تیم آقای جلیلی با پنج بعلاوه یک هرگز فراهم نشد و حتی کسی شاید جرئت طرح آن را نیز نداشت. [دلواپسان مذاکرات هسته ای سال های گذشته از جلیلی سوالی نداشتند؟] به نظر می رسد اکنون به واسطه پدید آمدن این فضای جدید که آن نیز از برکات دولت تدبیر و امید است و می توان دولت حاکم را اینگونه به نقد کشید،  فرصت انتقاد از تیم مذاکره کننده سعید جلیلی نیز به وجود آمده باشد [زیباکلام: جلیلی وقتی رئیس تیم مذاکره‌کننده بود، یکبار اجازه کوچکترین انتقاد به مذاکرات را نداد]، تیمی که دستاورد مذاکراتش برای کشور، تصویب ۴ قطعنامه شورای امنیت عله کشور و منافع ملی بود که تنها یکی از آنها یعنی قطعنامه ۱۹۲۹ است که از آن به عنوان بدترین، ظالمانه ترین و شدیدترین تحریم ها علیه یک کشور در طول تاریخ سازمان ملل یاد می شود و این در جای خود یک رکورد محسوب می شود. [جلیلی باید درباره علل صدور قطعنامه‌ها علیه ایران در کمیسیون برجام توضیح دهد]

در این بین بررسی واکنش های سعید جلیلی در دوران تصدی مسئولیتش در تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان و تصدی پست دبیری شورایعالی امنیت ملی نیز خالی از لطف نیست.  [از قطعنامه ۱۶۹۶ تا ۱۹۲۹؛ همه تحریم های شورای امنیت علیه ایران در دولت های نهم و دهم]

 

قطعنامه ۱۸۰۳

قطعنامه شماره ۱۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد در روز ۳ مارس سال ۲۰۰۸ (دوشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۸۶) با ۱۴ رأی مثبت در برابر یک رأی ممتنع و بدون رأی مخالف به تصویب رسید. در این قطعنامه دو تحریم جدید به تحریم‌های قبلی اضافه شد: بازرسی محموله های هوایی و دریایی ایران و دقت عمل در اعتبارات و تسهیلات مالی.

دکتر جليلي ۴ روز پس از تصویب نخستین قطعنامه علیه ایران در دوره تصدی مسئولیت دبیری شورایعالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای، ۱۷ اسفند ماه ۱۳۸۷ در ديدار ميگوئل دسكوتو، رييس مجمع عمومي سازمان ملل متحد نظام حاكم بر شوراي امنيت را مبتني بر قدرت خواند كه در آن نه دموكراسي بلكه قدرت بيشتر موجب داشتن سهم بيشتري براي تصميم‌گيري درباره سرنوشت ساير كشورها مي‌شود. او خواستار «بازتعریف ساختارها در عرصه اقتصاد و روابط اقتصادي» شد تا اين روابط به ابزار سياسي تحميل سياست‌هاي قدرت‌هاي بزرگ تبديل نشود. [اگر در زمان جلیلی درست مذاکره می شد تحریم نمی شدیم/ دولت احمدی نژاد باید پاسخگو باشد]

قطعنامه ۱۸۳۵

قطعنامه۱۸۳۵ در تاریخ ۲۷ سپتامبر سال ۲۰۰۸(شنبه، ۶ مهر ۱۳۸۷) به تصویب رسید و ایران را به عدم تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی متهم کرده است.

علی لاریجانی فردای تصویب این قطعنامه در مجلس گفت «درباره ادامه تفنن سياسي با ۱+۵ شايد تصميم ديگري گرفته شود». سعید جلیلی دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۷ در واکنش به قطعنامه ۱۸۳۵ سازمان ملل در نامه ای ۲ صفحه ای به خاویر سولانا نوشت: «فقدان تمدن گفتگو، برخي قدرت‌ها را به تکيه بر اهرم‌هاي فشار به جاي استدلال و منطق کشانده است . براي جامعه جهاني جالب است که در روند گفتگو آنگاه که سوالي منطقي طرح مي‌شود، طرف گفتگو به جاي ارائه پاسخ از ابزار فشار استفاده مي کند.»

جلیلی روز قبلش (یک شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷) نیز در دیدار نيكلاس مادورو” وزير خارجه ونزوئلا از موضع گیری درباره این قطعنامه امتناع کرده .بود.
قطعنامه ۱۹۲۹

[بدترین و ظالمانه‌ترین قطعنامه‌ای که علیه کشورمان تصویب شد، کدام بود؟] اواخر اردیبهشت ۱۳۸۹ ایران بعد از مدت ها مذاکره علنی و محرمانه توانست در حاشیه اجلاس گروه ۱۵ «توافق نامه مبادله سوخته هسته ای» را با ترکیه و برزیل در ۱۰ بند به امضا برساند که بر اساس آن تهران ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را به دولت آنکارا می داد تا ترکیه و برزیل از تداوم گفت و گوهای ایران با ۱+۵ استقبال کنند بدون این که تعهد خاصی به ایران داشته باشند. تنها ترکیه بر اساس بند ۸ نیز قبول کرده بود در صورت عدم توافق ایران با غرب، مواد هسته ای مان را به خودمان باز گرداند. [ناصری: توافق با برزیل و ترکیه، تاریک‌ترین مقطع مذاکرات بود]

بلافاصله و در فردای امضای «بیانیه تهران»۲۳۴ نماینده مجلس با صدور بیانیه از آن حمایت قاطعانه کردند و تاکید کردند: «دولت همواره در اين زمينه محكم و منطقي رفتار كرده». روزنامه کیهان در فردای امضا بیانیه هسته ای زیر عکس بزرگی که احمدی نژاد را در حال بالاگرفتن دست سایرین نشان می دهد، تیتر زد:« گامي ديگر در ديپلماسي هسته اي كشور: اقتدار و هوشمندي ايران در بيانيه ۳ جانبه تهران ».

۱۹۲۹ بدترین قطعنامه علیه ایران

شورای امنیت سازمان ملل متحد در ۹ ژوئن سال ۲۰۱۰ (چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۹) کمتر از یک ماه از گذشت بیانیه تهران شدیدترین قطعنامه خود علیه ایران را تصویب کرد. قطعنامه ۱۹۲۹ که چهارمین دور تحریم‌ها علیه ایران به شمار می‌رفت با ۱۲ رأی مثبت، دو رأی مخالف و یک رأی ممتنع به تصویب رسید. این قطعنامه ایران را به عدم پایبندی به مفاد قطعنامه‌های پیشین سازمان ملل متحد و تعهدات آژانس متهم کرد.

ساعت ۲۲ چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ بیانیه ای از سوی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی منتشر شد. سعید جلیلی در این بیانیه گفته بود:«بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران كه بيش از دو سال پيش ارائه شد، بسترهاي مناسبي را براي تلاش و همكاري جامعه جهاني حول نگراني‌هاي مشترك ارائه كرد. اين بسته فرصتي براي تعامل حول موضوعات اقتصادي، سياسي و بين‌المللي بود كه اگر طرف مقابل رويكرد منطقي به آن نشان مي‌داد، فرصت‌هاي مناسبي براي همفكري و حل مشكلات جامعه جهاني فراهم مي‌شد؛ چنان‌كه جمهوري اسلامي ايران سعي كرد با ابتكار و تلاش مستمر برخي از اين موضوعات را در همكاري با جامعه بين‌المللي دنبال كند.»

دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۹ کاترین اشتون به هنگام ورود به لوكزامبورگ جواب جلیلی را این گونه داد: «نامه‌اي به جليلي براي ديدار و گفت‌وگو درباره‌ي مسائل هسته‌يي نوشته‌ام كه در واقع در اين مساله رويكرد هويج و چماق مدنظر است كه هويج منظور گفت‌وگو و چماق منظور اعمال تحريم است.» [هر تیم مذاکره کننده چه دستاوردی داشت؟]

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

روایت احمدی مقدم از «تردیدی» که باعث خاتمه جنگ شد

سیدصادق حسینی{خبرآنلاین}: اسماعیل احمدی مقدم که این روزها عملکردش مورد قضاوت و مقایسه مردم قرار گرفته، هر از گاهی با حضور در تلویزیون و در گفت و گو با رسانه ها به دفاع و توجیه عملکردش می پردازد.

فرمانده سابق ناجا در دوره محمود احمدی نژاد در گفت و گوی مفصلی با هفته نامه «رمز عبور»  به دفاع از عملکرد پلیس در جریان و بعد از انتخابات پرچالش ۱۳۸۸، رفتار پرنوسان محمود احمدی نژاد و انتقاد علی لاریجانی و اصلاح طلبان پرداخته و گفت و گویش را با روایتی از «پایان جنگ» خاتمه داده است.  این گفت و گو با عنوان افشاگری احمدی مقدم درباره احمدی نژاد و دستور احمدی نژاد برای بازداشت خاتمی بازتاب و واکنش داشت، اما بخش جنگ مصاحبه فرمانده پلیس کمتر مورد توجه قرار گرفت.

پیش از این آیت الله هاشمی رفسنجانی «درگيري‌هاي همه‌جانبه زميني، هوايي و دريايي و جنگ شهرها و كشتي‌ها و موشك‌ها» را از جمله دلایل اصلی خاتمه جنگ عنوان کرده بود و محسن رضایی «اختلاف مسئولان سیاسی» را دلیل پایان جنگ دانسته بود. اما اسماعیل احمدی مقدم که مدت کوتاهی مسئولیت عملیات نیروی زمینی سپاه را در سال پایانی جنگ برعهده داشت از «تردید» به عنوان دلیل اصلی پایان جنگ یاد می کند.

او با ارایه روایتی تکان دهنده از «پایان جنگ» از رابطه سرد محسن رضایی فرمانده سابق سپاه و آیت الله هاشمی رفسنجانی فرمانده جنگ سخن به میان آورده و با انتقاد از محسن رضایی گفته: «به نظر من یک سال قبل هم آقا محسن می‌توانست همین را بنویسد و بدهد و کار به اینجا نکشد.»

اشاره احمدی مقدم به نامه معروف محسن رضایی درباره نیازهای نظامی برای پیروزی و خاتمه جنگ است که با عنوان «سرور مکرم حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای هاشمی، جانشین محترم فرماندهی کل قوا» در ۲ تیر ۱۳۶۷، ۲۷ روز پیش از قبول قطعنامه ۵۹۸ نوشته شده؛ نامه ای که طبق پیوست آن ایران تا پایان سال ۱۳۷۱ درگیر جنگ می شد.

فرمانده سپاه پاسداران در این نامه تاریخی با درخواست افزایش توان زرهی به ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰ هواپیما و «تلاش جدی برای ساخت سلاح‌های لیزری و…» خواسته بود «کلیه نیروهای بین ۱۷ تا ۵۰ سال شرعا مکلف باشند که سالانه چهار ماه در جبهه باشند.»

  روایت احمدی مقدم از پایان جنگ

سردار احمدی مقدم در روایتش از پایان جنگ، از «تردید» سخن گفته، تردیدی که به تعبیر او در بین «عموم مردم» و «مسئولین» به وجود آمده بود؛ «تردید در پیروزی».

او شرایط سال های پایانی جنگ تحمیلی را که مردم را به «تردید» رساند چنین توصیف می کند: «نیروی انسانی خیلی کم بود. نیروی انسانی ما عمدتاً شب عملیات می‌آمدند که یک شب عملیات کنند و بروند. در خط پدافندی نمی‌ماندند. انگیزه‌ها کاهش پیدا کرده و نیروها کم شده بودند. بعد از کربلای ۵ دیگر هیچ وقت نتوانستند نیروی زیادی را بسیج کنند.»

احمدی مقدم تاکید کرده: «در رسیدن به پیروزی تردید ایجاد شده بود. عده‌ای به عشق امام می‌آمدند، ولی دو دو تا چهار تا که می‌کردید می‌دیدید افکار عمومی به تردید افتاده بودند، مخصوصاً بعد از اینکه جنگ شهرها شروع شد. به لحاظ سیاسی در مسئولان تردید ایجاد شده بود و کم کم علناً می‌گفتند پول و امکانات نداریم، چرا باید ادامه بدهیم؟ اینکه نمی‌توانیم بجنگیم برای همه روشن بود، منتهی به نظر من مانده بودیم چه کسی مسئولیتش را به عهده بگیرد!»

فرمانده سابق بسیج در بخشی از این گفت و گوی مفصل از دلخوری محسن رضایی از هاشمی رفسنجاني به واسطه انتصاب میرحسین موسوی به عنوان رییس و سردار فیروزآبادی به عنوان جانشین ستاد فرماندهی جنگ نیز سخن گفته و از ماجرای سرکار گذاشتن  آقایيان هاشمی و روحانی توسط محسن رضایی در عملیات ماهوت در بانه سخن گفته و افزوده است: «آقا محسن وقتی دید این ساختار شده و بهزاد هم هست، خیلی برآشفت. یادم هست در گلف بودیم که گفت خود آقایان هم بیایند اداره کنند!»

آیت الله هاشمی رفسنجانی در روزشمار ۹ خرداد ۱۳۶۷ درباره مخالفت با انتصاب محسن رضایی به ریاست ستاد فرماندهی جنگ چنین نوشته: «درباره ستاد جدید فرماندهی بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مناسب ترین فرد، فعلا آقای [میرحسین موسوی ] نخست وزیر است. همگی از فرماندهان بالای سپاه اظهار نارضایتی داشتند. این روزها به خاطر دو شکست فاو و شلمچه، فرماندهان سپاه سخت مورد تهاجم قرار دارند و از اینکه در ستاد فرماندهی حاکمیت پید ا کنند، مخالفت شدید می‌شود. اول شب آقایان [علی] شهبازی، [منصور] ستاری و [مصطفی] ترابی آمدند و مخالفت شدیدی با ریاست آقای محسن رضائی در ستاد ابراز کردند و خواستار ریاست دکتر روحانی شدند.»

  روایت هاشمی رفسنجانی از پایان جنگ

آیت الله هاشمی رفسنجانی «وقتي كه درگيري‌هاي همه‌جانبه زميني، هوايي و دريايي و جنگ شهرها و كشتي‌ها و موشك‌ها اوج گرفت» با پیشنهاد رییس جمهور و با حکم حضرت امام(ره) جانشینی فرماندهی کل قوا را برعهده گرفت. او «نگرانی» از وقوع فاجعه انسانی در پی حملات شیمیایی به شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران از سویی و «مجموعه ای از عوامل به ویژه حضور آمریکا» و «نامه آقای رضایی» را از دلایل پایان جنگ دانسته اند.

وي درباره پایان جنگ در دیدار با اعضای روزنامه ابتکار در سال ۱۳۹۲ چنین می گوید: «زمانی بود که به اتفاق دکتر روحانی در حلبچه (اسفند ۱۳۶۶)، درو شدن انسان‌ها را دیدیم و یک لحظه این احساس در من ایجاد نگرانی کرد که اگر صدام این جنایت را در کرمانشاه، تبریز یا حتی تهران تکرار کند، چه فاجعه انسانی به‌وجود خواهد آمد؟! تصمیم گرفتم برای ختم جنگ، به اتفاق سایر سران قوا و مسئولان جنگ با امام(ره) صحبت کنیم و با توجه به مجموعه عوامل، به ویژه حضور آمریکا در خلیج فارس و نامه آقای رضایی درباره نیازها، امام به عنوان رهبری که صلابت و انعطاف از ویژگی‌های ایشان بود، پذیرفتند.»

عضو شورای عالی دفاع که در یادداشت اش درباره جنگ که ۲۹ شهریور ۱۳۸۹ منتشر شد امام را چنین توصیف می کند«صلابت و انعطاف و قاطعيت و قبول استدلال از ويژگي‌هاي ايشان بود» با اشاره به جلسه‌ای که با مسئولان عالی رتبه برای ختم جنگ پیش امام داشتند، گفت: «وقتی امام با احساس نگرانی از وعده‌ای که داده شده، جملات سابق برای ادامه جنگ تا «۲۰ سال» و «تا آخرین قطره خون» را یادآوری کردند، پیشنهاد کردم به عنوان جانشین شما بپذیرم و پس از پایان ماجرا، شما مرا محاکمه فرمایید که پس از سال‌ها هنوز شیرینی نگاه مهربان امام را پس از ردّ این پیشنهاد احساس می‌کنم.»

روایت محسن رضایی از خاتمه جنگ
آقا محسن! فرمانده سپاه در دوران جنگ در گفت و گویی با بیان این که «جنگ در پایان مرداد خاتمه یافت نه تیر ۱۳۶۷» چرا که «دشمن حتی در اوائل مرداد ماه دوباره خرمشهر را محاصره می کند جاده اهواز به خرمشهر را می گیرد» معتقد است بین «امام و مسئولان سیاسی اختلاف بود» اما او نیز کمبود نیرو و مباحث اقتصادی را از جمله دلایل اصلی خاتمه جنگ می داند.
محسن رضایی صحبت هایش درباره پایان جنگ را چنین جمع بندی می کند: « بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ من مطمئن شدم که امام بهترین کار را کرد. چون اگر قطعنامه ۵۹۸ را امام نمی پذیرفت جبهه های جنگ متحول نمی‌شد. به‌این خاطر که ما در تیرماه کمبود نیرو داشتیم، اقتصاد جنگ به شدت ضعیف شده بود.»

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

«فساد» در فوتبال بزرگ تر از فساد در جامعه نیست

{بازنشر در انتخاب} سید صادق حسینی در هفته نامه «طلوع صبح» نوشت: در دوره ی پایانی دولت محمود احمدی نژاد که اکنون رییس جمهور اصول گرای سابق است، جامعه فوتبال بیش از هر زمان دیگری نظاره گر اتهام «فساد» به خود بود. اگر تا پیش از آن جسته گریخته درباره فساد و مسایل اخلاقی در فوتبال حرفی به میان می آمد چندی است که سیل اخبار و واکنش های مربوط به «فساد» در فوتبال آن چنان اوج گرفته که هر از چندی به مساله روز کشور تبدیل می شود و نمایندگان مجلس در نطق هایی آتشین درباره اش اظهار نظر می کنند.

به عنوان نمونه محمد تقی رهبر رییس مجمع نمایندگان روحانی مجلس گفت: «مجلس نسبت به این گونه رفتارهای غیراخلاقی حساس است و وظیفه ی خود را در این زمینه انجام می دهد»، نماینده ی دیگری کار را به آنجا رساند که گفت: «فدراسیون فوتبال بی اخلاق ترین نهاد ورزشی کشور است» و آن دیگری با اعلام تشکیل «کارگروه بررسی فساد در فوتبال» در کمیسیون اصل نود مجلس از «ورود وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی» به موضوع «رشوه» و «فساد» در فوتبال خبر داد.

این واکنش های یک طرف ماجراست و اما در طرف دیگر که مردم باشندچندان واکنشی به «اتهام های پر سر و صدای فساد و بی اخلاقی در فوتبال» به وجود نیامد. به عنوان مثال وضعیت سکوها، هواداران، اقبال مردم به مدارس فوتبال و حتی میزان خرید و بازدید رسانه های فوتبالی قبل و بعد از این اتهامات تغییر قابل توجهی نداشت.

روشن است مردمی که اخبار بازداشت معاونان عالی رتبه دولت محمود احمدی نژاد و فساد بزرگ بانکی، پرونده بیمه ایران، آمارهای نادرست، پخش نوار در مجلس و بسیاری موارد دیگر را دیده و شنیده اند متوجه می شوند «مشکلات اخلاقی در فوتبال» موضوع جدیدی نیست که به یک باره از پشت ابر غفلت نمایان شده باشد.

مردم انتظار دارند همان گونه که مسوولان، نمایندگان مجلس و رسانه ها این قدر انرژی برای اتهام «فساد» در فوتبال خرج کردند در برابر بی اخلاقی ها، ناراستی ها و فسادهایی که در طول سالیان گذشته در کشور اتفاق افتاد نیز انرژی و توان خرج می کردند. واکنش به موقع به « فساد و بی اخلاقی ها» علاوه بر این که از اصول اخلاق است تضمین کننده اصالت انتقاد و واکنش نیز هست به این معنی که مردم متوجه می شوند منتقد همواره اخلاق را مد نظر داشته و به خاطر مصالح سیاسی، گروهی و جناحی انتقادات را بیان نمی کند.

از سوی دیگر فوتبالی ها و فوتبالیست ها بخش از همین جامعه ی ایرانی هستند، آن ها نه در خارج زندگی می کنند و نه از رویدادهای جامعه بی اطلاع هستند. آن ها هم در تعاملات روزانه شان، ارباب رجوع نهادها و سازمان های دولتی و حاکمیتی هستند، آن ها هم در همین فضای زندگی ایرانی زندگی می کنند، و در جزیره ای با تعاملات فقط فوتبالی زندگی نمی کنند. روشن است هر چقدر جامعه ایرانی در طول سال های اخیر اخلاقی و پیشرو بوده، جامعه فوتبال نیز اخلاقی و پیشرو بوده و هرچقدر جامعه دچار تحول اخلاقی و ارزشی شده است آن ها نیز شده اند.

امید و انتظار این است که «بزرگ کردن و برجسته سازی» اتهام «بی اخلاقی» در فوتبال به خاطر نیات «اصلاح طلبانه» صورت گرفته باشد و نه از روی خارج شدن از «روزمرگی» و «مدیریت افکار عمومی».

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmailby feather

نوشته های صادق حسینی؛ روزنامه‌نگار